این روزا تحمل کردن بابام خیلییی سخت شده ... انقدر از رفتاراش بدم میاد که وقتی یاد کاراش دیروز تو پارک میفتم اشک تو چشام جمع میشه بغض میکنم...چرا اینجوری شده عاخه؟؟؟یعنی کهولت سن اینقدر ادمو عوض میکنه؟؟؟!! انقدر از دست کاراش عصبانیم که حتی جرأت نمیکنم اینجا بنویسمشون میترسم دوباره یادآوری شه جوش بیارم دوباره دعوا کنیم با هم....
آرمان پولمونو بالا کشید ...معلوم نیس پولو کی بدن...کلا الان 20 روزه خونه گوشت نداریم...لعنت به همسایه بغلی!!!عاخه چرا انقدر بوی قورمه سبزیه این بشر فراگیره!!!
پ.ن.مبینا پیدا شد...صحیح و سالم...شکر
بی عنوان...
ما را در سایت بی عنوان دنبال میکنید
برچسب: گشنه, نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:06