............

خرید بک لینک
ته خونه گیر کردم. شدم عین آفتاب مهتاب ندیده ها دور چشام یه سایه سیاه افتاده لاغر تر شدم چشمامم گود رفته تیشرتم بهم بزرگ شده یکم غوز کردم روزه هم که نمیگیرم پس چمه؟ ...خدا داند؟!!تازه باز قلب دردمم شروع شده...

بدتر از همه تحمل کردن دعواهای این دوتاست...خدایا خودت منو از این جهنمممم نجات بده حوصله جیغ جیغ کردن مامانمو غرغر کردناشو خنده های مرموز بابامو دعواهای لوسانشونو ندارم...قربون مدرسه ....ای خداااا...دارم چل میشم....

فکر کنم من تنها کسی باشم که از الان دلم واسه مدرسه تنگ شده ...خدا رو شکر بعد عید کلاس دارم حداقل یه دو سه ساعتی از اینجا دور میشم...

نمراتمم گرفتم خوب بودن به غیر از زیست...افتضاح شد...ینی گند زده به کارنامم...اعتراض برگه زدم شاید فرجی حاصل بشه ... بشین تا بشه هع

پول کتابامم شد 300 تومن ...موندم چجوری به بابام بگم!!!تنها میتونم از پول عیدی و جایزه مسابقه علمی استفاده کنم که اونم جمعش کنم 70 تومن بیشتر نمیشه

بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:06

صفحه بندی