مدرسه

خرید بک لینک
غير از سال اول مدرسه اصلش بر اين بود که نفساى آخر شهريور با نفساى آخر من يکى ميشد منتها امسال نه...سال آخر مدرسه... سخته اما نه استرس و خجالت زدگى دارم ونه هوس براى خريدن کفش و کيف..لباس سرمه ايم سه ساله تعويض نشده رنگش به سفيدى ميزنه.. کيفم مال دوسال پيش و هنوز لکه غلط گير و ماجراى خرابکاريم روش نمايانه...تراشم شکست...کتابام بدون جلده....پاک کنم رو نصف کردم و نصفشو دادم مريم اون نصف ديگشم رو به اتمامه مدادام تموم شده تنها چيزى که دارم يه بسته خودکار استايليش تقلبيه که تو کمد بابا جا خوش کرده...نه خبرى از مداد جادويي که اندازه کلنگ آقاى غياثوند قطر داشت هست و نه سر مدادى هاى رنگارنگ بى مصرف...ديگه حسرت دفتراى سيمى و فانتزى بچه هاى ديگه رو نميخورم و بابت دفتراى دولتى ارزون قيمتى که هيچ جذابيتى ندارن ناراحت نميشم.. حتى اونا هم بابت دفتراشون به بقيه پز نميدن...خودمو جررر نميدم تا مصبر کلاس شم...بابت توجه معلم به يه نفر خودکشى نميکنم...

باورم نميشه به احتمال زياد سال بعد بايد برم دانشگاه...من کى وقت کردم انقدر بزرگ شم؟!

بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: مدرسه, نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 7:34

صفحه بندی