دختر پانزده ساله دختر هفده ساله را تحقير ميکند

خرید بک لینک
ميره جلو آينه يه نگاه به خودش ميندازه يه لبخند دل گزا مى زنه...کيف لوازم ءرايششو برميداره يه کرم بو گندو و صورتش ... بعدش يه نگاه به من ميندازه چشماش ريز مىشه بازم ريز مىشه بازم ريزتر بعد دماغشو چروک مى کنه يه ايييش ميگه روشو مى کنه اونور بعد چن ثانيه دوباره بهم نگاه مى کنه

-قرار نيست يکم به خودت برسى؟

+!

-،بابا حالمو بهم زدى يه کرمى يه رژى يه چيزى به اون صورت بى حالت بمااال دختررر

+!

مامان بزرگ:خيليم خوبه... از بس خانومه ارايش نمى کنه

+!

-نع ديگه تا اين حد...ببين من گاهى اوقات فکر مى کنم ادم افسرده اى هستى يعنى گاهى اوقات خيلى بى روحى ادم خسته ميشه کنارت ميشينه...

+!

-عين دهاتيا شدى...قرار نيس مثل پيرزنا رفتار کنى... [درحالى که همچنان مى مالد] ...آدم عجيبى هستى...

.همچنان ميمالد....دختر پانزده ساله سبزه کوتاه قد عمه...

کاش ميشد به اين دخترا فهموند عزيزم تا زمانى که سيبيل زير لبات به آدم لبخند ميزنه هيچ کس مجال نگاه به رژ سرختو پيدا نميکنه

بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: دختر,پانزده,ساله,دختر,هفده,ساله,تحقير,ميکند, نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 7:34

صفحه بندی